تبليغاتX
دری وری
 
نمیدونستم.نمیدونستم اینقدر ناراحتم کرده.اینقدر غصه خوردم.
 
تازه فهمیدم.

بعد نوشت:نمیدونم کدوماش موثره.کسی راه حلی داره بگوید.استقبال میکنیم حلقه گل میاوریم.
 
راه های خروج از بحران روحی:
 
  • میخی را در پریز برق واردکنید.البته توجه کنید پریزتلفن نباشه.
  • گلاب به روتون برویداندرون دبلیو.سی مقیم شوید.
  • بشینید فیلمهای رومانتیک ببینید فیلتون یاد هندستون بیفته یا از شدت ناراحتی زار زار واسه اتفاقایی که براتون نیفتاده گریه کنید وحسابی کباب بشید.
  • خانما هر دقیقه  از جلوی اینه یه مدل خاصی بیرون بیایند.(میکاپ)
  • اقایون هم عجالتا میتونن یا فوتبال ببیند یا به خانواده فرد موردنظر سلام صلوات بفرستند.
**راه بهتری هم هست؟
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط مهسا  | 

 
با این ۲۵ مهر ،سومین سالی میشه که دیگه نیستی.
جات همیشه خالیه خالیه خالی میمونه.
دلم همیشه برای دیدنت تنگه تنگه تنگ باقی میمونه.
 
 
*چه کسی میداند که شقایق چه گلی است؟
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط مهسا  | 

 
مثل این مغازه هایی که از جلوشون رد میشی میبینی یه کاغذ زدن روش بعلت تغییر دکوراسیون تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد ، نمیدونی این اطلاع ثانوی تا کی طول میکشه ،معلوم نیست...معلوم نیست این چیدمان و دکور احوالات ما چه شکلی میخواد در بیاد؟فقط میدونم دکوراتور داره تغییر دکوراسیون میده....نسبتا هم اساسیه .
 
همه چی در حال تغییره اینو از روی تابلوی جدیدم فهمیدم....
 
 
**این روزها همه تنبل شدن شما چطور؟تعداد وبلاگهایی که بهشون سر میزنم دیگه ازتعداد انگشتهای یه دست هم بیشتر نمیشن....چرا؟
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط مهسا  | 

 
بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
......
هر عشقی میمیرد
خاموشی می گیرد
عشق تو نمی میرد
...................
 
بدجوری هم توی مخم رفته هم توی حالم....
 
بدجوری دلم تنگ میشه وشده...چون هنوز م برام یاداوری میشه اتفاقای ۳ ساله پیش....داستان هجرت و غم همیشگی ته دلم...ولی با قضا و قدر نمیشه جنگید در بعضی مواقع ....روحت شاد...همیشه یادتم...
 
**نمیدونم قضیه بهار عزیزم چی شد و چطور شد که به اینجا رسید .ولی خیلی ناراحت و متاسف شدم...و هستم...
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط مهسا  |