تبليغاتX
دری وری
 
نمیدونستم.نمیدونستم اینقدر ناراحتم کرده.اینقدر غصه خوردم.
 
تازه فهمیدم.

بعد نوشت:نمیدونم کدوماش موثره.کسی راه حلی داره بگوید.استقبال میکنیم حلقه گل میاوریم.
 
راه های خروج از بحران روحی:
 
  • میخی را در پریز برق واردکنید.البته توجه کنید پریزتلفن نباشه.
  • گلاب به روتون برویداندرون دبلیو.سی مقیم شوید.
  • بشینید فیلمهای رومانتیک ببینید فیلتون یاد هندستون بیفته یا از شدت ناراحتی زار زار واسه اتفاقایی که براتون نیفتاده گریه کنید وحسابی کباب بشید.
  • خانما هر دقیقه  از جلوی اینه یه مدل خاصی بیرون بیایند.(میکاپ)
  • اقایون هم عجالتا میتونن یا فوتبال ببیند یا به خانواده فرد موردنظر سلام صلوات بفرستند.
**راه بهتری هم هست؟
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط مهسا  | 

 
فصل اخر کتاب دوم:
 
مزاحم تلفنی ،نخ بازی، پرسه های شبانه،...همش مال یه ادم بود.یه ادمیزاده.
ادمیزادها معمولاهمشون سرانجام میگیرند.این ادمیزاد هم مستثنی نبود،هفته قبل مزدوج شد من هم راحت شدم.
 
فصل اول کتاب سوم شروع شد چون کتاب دوم تموم شد.راحت شدم خلاص خلاص خلاص....
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط مهسا  |