نمیدونستم.نمیدونستم اینقدر ناراحتم کرده.اینقدر غصه خوردم.
تازه فهمیدم.

بعد نوشت:نمیدونم کدوماش موثره.کسی راه حلی داره بگوید.استقبال میکنیم حلقه گل میاوریم.
راه های خروج از بحران روحی:
- میخی را در پریز برق واردکنید.البته توجه کنید پریزتلفن نباشه.
- گلاب به روتون برویداندرون دبلیو.سی مقیم شوید.
- بشینید فیلمهای رومانتیک ببینید فیلتون یاد هندستون بیفته یا از شدت ناراحتی زار زار واسه اتفاقایی که براتون نیفتاده گریه کنید وحسابی کباب بشید.
- خانما هر دقیقه از جلوی اینه یه مدل خاصی بیرون بیایند.(میکاپ)
- اقایون هم عجالتا میتونن یا فوتبال ببیند یا به خانواده فرد موردنظر سلام صلوات بفرستند.
**راه بهتری هم هست؟


+
نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط مهسا
|
فصل اخر کتاب دوم:
مزاحم تلفنی ،نخ بازی، پرسه های شبانه،...همش مال یه ادم بود.یه ادمیزاده.
ادمیزادها معمولاهمشون سرانجام میگیرند.این ادمیزاد هم مستثنی نبود،هفته قبل مزدوج شد من هم راحت شدم.
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط مهسا
|