تبليغاتX
دری وری
خوب اینم اخرین پست بنده در سال ۸۶  که قولش رو داده بودم.
امیدوارم در سالی که گذشت نسبت به سال قبل تجربه های ارزشمندتری کسب کرده باشید.
البته کسب تجربه هم که مفت و مجانی نمی شه.(الان فقط هواست که مجانیه هر چقدر دوست دارین نفس بکشین) به هر حال ادم در قبال تجربه هایی که کسب میکنه یه چیزایی از دست می ده و یه چیزایی بدست میاره . که امیدوارم تجربه های ارزشمندی بدست اورده باشین.
منم توی این سالی که گذشت یه تجربه هایی کسب کردم که در قبالش یه چیزایی رو ازدست دادم که برام خیلی عزیز بودند ( خوب بعضی از تجربه ها تاوان خیلی سختی دارند خودمونیم ها ).
 
امسال هم با تمام خوبیها  بدیهاش گذشت با همه ی شادی ها و غمهاش با همه ی لحظات سخت و اسونش و.....
از اینکه تونستم یه سال دیگه ای رو کنار عزیزانم (اعم از  خانواده ام فامیل دوست اشنا همکلاسی هم دانشگاهی و.... هزارها نفر دیگه ) به پایان ببرم خوشحالم و ازخدا متشکرم.(گرچه امسال جای خالی یک نفر دیگه رو هم باید تحمل کنیم ولی این به ادم یاداوری می کنه که قدر همه ی کسایی رو که دور و برش هستن رو خیلی خوب بدونه) .
از همینجا به باران عزیزم تسلیت می گم و به قول یکی مرگ پایان کبوتر نیست.
از خدا به خاطر تمام چیزایی که لطفش بوده و به من داده یا در حکمتش بوده و ازم گرفته یا اصلا نداده بازم ممنونم.( ما که طلبکار  نیستم همیشه همیشه بدهکار هستیم و خواهیم بود)
 از کلیه دوستان گلم که در تموم امسال پایه میز وبلاگ بنده بوده اند دعوت می شود سال دیگه هم به کارشون ادامه بدن حتما!!  بنده قصد دارم یه حالا حالا ها به کار و زندگیم ادامه بدم و میزمون سرجاش هستیش شما به کارت برس!!!
و نکته اخر اینکه اشالله کم و کاستی و بداخلاقی و اینا اگر از بنده دیدید ببخشین .فکر نکنین وصیت نامه می نویسم نه خیررررر (شاعر دو نکته می گوید:۱ به همین خیال باش  ۲ نگرفتی چی شد؟!!!!!!)
چون قراره همه چیو اینجا اینور سال بذارم بمونه برم اونور سال .
با بهار یک زندگی جدید سرشار از خنده شوخی موفقیت تلاش اراده پیروزی کامیابی پول و... (هر چی دوست داری بذار ) شروع می شه یادتون نره.
امسال می خوام همه ی همه ی ارزوهام رو روی یه کاغذ بنویسم یا بذارم پیش قران یا پیش حافظ امانت بمونه تا سال دیگه. شما هم این کارو بکنید فایده  زیادی داره مثلا  برای رشد مو خیلی خوبه نه ببخشید رشد فکر و تعقل و اینا.
 
 با بهترین بهترین ارزوها برای همه دوستون دارم و سال نو تو هوارتا مبارک
     خنده یادتون نره
مژده ای دل  که دگر بادصبا باز امد       هد هد خوش خبر از طرف صبا بازامد
برکش ای مرغ سحر نغمه داودی باز       که سلیمان گل از طرف صبا باز امد
 
+ نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 23:57 |
 
باران جون یه هزار سال قبل منو به بازی ترانه ها دعوت کرد و از اونجایی که دیر شده عذر خواهی می کنیم :
  1. اهنگ بایلاموس انریکو .
  2. غروب سیاوش قمیشی . این خاطرش مال سلهای چهل  چهل و یکه همون موقع که تازه در اومده بود دختر عمه ام می خوند ما هم دسته بی سوادا غلط غلوط می خوندیم.
  3. بندر بلک کتس. یه جاییش هست که می گه "اهواز جونکم ...." ما هم بنا به دلایل بند قبلی می گفتیم عباس جونکم ...
  4. یک عشق برای زندگی یانی .
  5. می بینمت هنوز کاوه یغمایی
  6. شب سکوت کویر شجریان
  7. روزگار کودکی افتخاری.
    دیگه اینکه چهارشنبه دانشگاه تموم شد رفت باقیش واسه اونور سال.فعلا خلاص.
بعدم اینکه تابلوم رو هم تموم کردم.این دفعه هر چی فکر کردم  چه چیز جدیدی بکشم چیزی به ذهنم نرسید .استادم گفت خوب  می بینم که منابعتون تموم شد به سلامتی باید  مطالعه کنی مثلا سهراب شاملو  منطق الطیر اینا... (منطق الطیر رو هم خریدم یه ذره هم خوندمش ولی مقدمه اش حوصله منو سر برده همش بحث و مقایسه و دعوا اقای نویسنده ( منظورم جناب عطار نیست) با نویسنده ی یه کتاب دیگه اس.
  • اگر کتاب تاثیر برانگیزی می شناسین معرفی کنین ممنون می شم.
خداییش دیگه عید برام جذاب نیست دیگه هیچ هیجانی نداره برام.
نمی خوام ضد حال بزنم ولی بدون مامان بزرگام دیگه حال نمی ده.اشالله هر کی مامان بزرگ و بزرگتر و هر چی که داره خدا براش نگه داره و حفظ کنه.
 تازه دارم می فهمم اینکه همه ارزوی سلامتی واسه هم می کنن برای چیه. همش این چند وقته این موضوع داره برام ثابت می شه.با اینکه توی پست قبلی هم گفتم ولی بازم می گم بیاین این دم عیدی دعا کنیم هر چی مریضه خدا شفائ خیر بده و همه رو خوشحال کنه. ( منظور م بیمار واقعیه)
همه رو واسه هم نگه داره.همه رو به هم برسونه .همه رو......
و کلی ارزوهای خوب دیگه.....
 
  • راستی این اخرین پستم نیست توی امسال .منتظر پست عیدم باشین.
  • به قول شکسپیر که می گه کسی رو که دوست داری هر چند وقت یکبار یاداوریش کنتا فراموش نکنه قلبی براش می تپه. این یک یاداوریست
  • از تموم کسایی که توی خونه تکونی دلشون مارو دور نریختن ممنون.ما هم قول می دیم زیاد جا نگیریم
 
+ نوشته شده توسط مهسا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 10:3 |
از وقتی که دانشگاه شروع شده همه چی رفته واسه خودش.
این تکاپو  رو دوست دارم ولی نه اینجوری که دارم یه طورایی توش غرق بشم که به هیچ کسی و هیچ کاریم نرسم.
درسام سنگین شده کارای انجمن و تازگیام مجله و .... این خستگی خستم کرده .
ازیه طرفی هم به این فکر می کنم وقتی که درسم تموم شه دیگه از این خبرا نیست   
به قول مادر جان حالا کو تا درست تموم بشه؟ 
حوصله عید رو هم ندارم. اخه هیچ چیز جدیدی توش نیست.شاید الان نظرم این باشه چون خستم .
ولی در عین این خستگی خوشحالم .می خوام یاد بگیرم که همیشه واسه خوشحال بودن  یا هر کار دیگه ای  حتما نباید دلیل خاصی باشه.
عید با این که یه جورای تکرار یه ولی نو شدن و بهار بعدش هست.من بهار رو خیلی خیلی دوست دارم با اینکه خودم زمستونیم.
باشه باقی خزعبلاتم رو هفته اخر امسال براتون می گم.
 
  • راستی در یک حرکت محیرالعقول در عرض دو روز صورت داداشم رو کشیدم و تولدش بهش هدیه دادم. بچه پررو می گه این کارت از همه کارای دیگت خیلی بهتر شده. اخه ادم اینقدر خودشیفته میشه؟خود شیفتگی تا کجا؟ به چه قیمتی؟
  • از باران عزیزم خیلی ممنون که برام همیشه کامنت می ذاره و سرمی زنه. همینطور میکاییل و بقیه دوستام.
  • ممنونم برای اینکه همیشه همراه هستین.
  • مثل مردم ایران سلام می خوام بگم که دیگه نقاشی هامون تموم شده.
  • و بازم مثل  خیلی های دیگه حتما در انتخابات شرکت می کنیم تا چشم بعضیا کور شه.
 
+ نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 7:43 |
این اولین تابلوی رنگ روغنم هستیش که کشیدم.من سبکای دیگه و اینا هم کار می کنم مثله کنته مدادرنگی .
لطف کنین از یک کلمه بیشتر نظر بدین تا باز بتونم کارای دیگم رو هم بذارم.ممنون از همکاریتون
 
 
یه خرده کیفیت عکسش  بد شده.ببخشین دیه.این قبل از قاب گرفتنشه
+ نوشته شده توسط مهسا در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 10:19 |
امیدوارم خوب و خوش باشین و ترم جدید رو به خوبی شروع کرده باشین.و البته اینو می دونیم که هیجان در راه است.
من تصمیم گرفتم هیچی از اتفاقات و خبرهای ناگوار نگم تا شاید طلسم شکسته شه و دیگه خبر بد نشنوم.پس هر کی موافقه بزنه قدش!!!!!!!!
نمره هام رو گرفتم البته نه همه نمرهام ولی از همه بیشتر این امار ۲ ذوق زدم کرد که شدم ۱۹!!!!!!
به قول احسان خواجه امیری:
باور نمی کنممممممممممممممممممممم
 
  1. خیلی فاز داد.ایشالله باقی نمره هام هم خوب شه .
  2. می دونین دیگه چی فاز می ده؟در حین افسردگی و سرخوردگی و غم و اه و رنج عمیق یکدفعه یکی رو ببینی که بهت هی انرژی مثبت بده.ای حالت جا میاد ای سر ذوق میایی ....
  3.  من سر یه موضوعی هی می گفتم نه بده زشته .... مهسامون(من نه یکی دیگه اس!!!!!!  )برگشت گفت می دونی چی بده؟اینکه پیرزن دامن کوتاه بپوشه سوار دوچرخه شه بیاد وسط خیابون.البته مورد  ذکر شده هم دل داره اخه مگه نه؟
  4. عاجزانه خواهشمندم اندرون برجک و ذوق کسی نزنین شما هایی که با مرامین ایول باریکلااا.
  5. یه مطلبی خوندم تو وبلاگ مرد مرده که از بلاگ فصل سرد گرفته شده بود(http://faslesard13.blogfa.com/) راجع به روز ولنتاین بود که من دیر دیدمش.لطفا حتما ببینینو در گسترش اطلاعات همانند بی بی سی عمل کنین.(البته دور از جون شما که بی بی سی نیستین)
  6. راستی نظرتون راجع به اینکه از تابلوهایی که کشیدم عکس بذارم توی پست هام چیه؟اونوقت قول می دین نظر بدین یا همش یا می گین خوبه یا بده؟هان؟؟؟؟
  7. تشکرمی کنم که منو تحمل می کنین.روزگار به کام
  8. نظر یادتون نره ه ه ه ه !!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 17:21 |