من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شکر هيچ مگوي
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از آن بي خبري رنج مبر هيچ مگو
من به گوش تو سخن هاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان که (بلي) جز که يه سر هيج مگو
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 8:50 بعد از ظهر توسط مهسا
|
اشکمو پاک کن بروی گونه ی من سر بذار دوباره روی شونه ی من ........
بهنام صفوی
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:9 بعد از ظهر توسط مهسا
|