عشق
عشق رو مهر محبت دوستی و تعلق خاطرو اینا معنی می کنند.من خودم دو سه مدلش رو دیدم.عشق به خدا عشق به امامان عشق به پدر و مادر عشق به همسر عشق به دوست و .....
ولی بطور کلی به نظر من می شود به چند روش تقسیمش کرد عشق به خدا و ائمه عشق به هم جنس عشق به غیر هم جنس
حالا هر تقسیم بندی داره و هر گروه و دسته ای کاری ندارم.ولی جزء هر دسته ای که هست خیلی قشنگه.نمی دونم شمایی که اینارو داری میخونی کدومش تجربه کردی ولی فکر می کنم حتما یکیش رو تجربه کردی.چون بدونه عشق نمی شه زندگی کرد.اینو هزار بار شنیدید تا حالا ولی من به این نکته رسیدم.واقعا درسته.عشق کامل کننده خیلی از چیزهاست و معنا دهنده کارهایی که انجام می دیم هر روز.
حالا من همه این چیزا رو وقتی خوب درک کردم که بزرگترین و اولین عشقمو توی زندگی که تا حالا داشتم از دست دادم.برای خیلی ها شاید عشقی که من می خوام بگم بی معنی باشه.ولی هر عشقی برای صاحبش عزیزه.حالا می خواد تعلق خاطر به یه آدم باشه ازهر جنسیتی یا شی و موجود زنده ای.
عشقه من از بدو تولدم شروع شد و تا همین پنج ماه پیش بطور عینی وجود خارجی داشت اما پنج ماهی می شه فعالیت زیرزمینی خودشو شروع کرده.من عاشق مامان بزرگم بودم.عشق از نوع یه هم نوع به هم نوع خودش .ولی اونقدراهم که فکر میکنید جنسیت مهم نیست.آدم می تونه با دارایی های اولیه اش (پدر مادر برادر ......)هم عاشقترین آدم روی زمین و دنیای خودش باشه.
عشق توی نگاه من اینه که آدم به خاطر دلدارش از خوشی هاش تفریحاش خوابش غذاش و با ارزشترین چیزاش بگذره خطاهای عزیزش رو نادیده بگیره و با اینکه ازش دلخوره ولی بازم ازون دست بر نداره. تمام تلاشش رو برای محبوبش انجام بده و ........... خیلی کارای دیگه.
ولی بدترین درد اینه که یک عمر یک کسی این کارا رو برات انجام بده ولی تو نفهمی بعدش هم وقتی بفهمی که کار از کار گذشته باشه.اون موقعس که می خوای منجر بشی. می خوای که یه کاری انجام بدی ولی چه کاری؟
عشق یعنی از خود گذشتن در دیگری حل شدن در هم مخلوط شدن ایثار کردن و..........
