تبليغاتX
دری وری
تموم شد.... بعد از چهار سال انگار تموم شد..... دیروز دلم گرفت وقتی جای خالیشون رو دیدم..اینکه نیستند تا باهم خوشحالی کنیم و جشن فارغ التحصیلی بگیریم.... میدونم اگر بود خیلی خوشحال میشد.....ولی حیفففففففففففففففففففففففف و دریغغغغغغغ دلم برات تنگ شده ... خیلی....
+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط مهسا  | 

 
شب صدایی را در گوشم زمزمه میکند:
 
 
وخداوند بزرگتر است(همواره) 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط مهسا  | 

 
تدریس خصوصی اقتصاد کلان در چند دقیقه
 
دانشجویان محترم نگران افتادن خود نباشند حتما میافتندصد در صد تضمینی!
 
توسط کارشناس مجرب با کلیه نمودارهای مربوطه!
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط مهسا  | 

 
 
ت ت ت ت ت  ف ف ف ف ف ف ف ف ف
 
توی صورت هر چی ادم دروغ گو!!!
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط مهسا  | 

 
 
 شهرزاد درونم چیزی برای روایت کردن ندارد......
 
ملک تشنه شنیدن است اما شهرزاد چیزی برای گفتن ندارد...
+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط مهسا  | 

 
برمیگردم بعداز یکی دوهفته.اوضاع و احوال و موقعیت در حال تغییره...
 
یه جمله ای این مدت بارها و بارها از توی مغزم گذشته "بهترین اتفاقا زمانی میافتند که کمترین انتظار رو دارین"
 
+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 9:17 قبل از ظهر  توسط مهسا  | 

 

یک نگاه گذرا به ماوقع داستان زندگیمان مینماییم:

۱.سگ دو زدن درمورد پروژه و کنسل شدن استاد و طبعاتعطیل شدن اشتیاق و علاقه بنده

۲.بهم خوردن دوستیم با دوتا از دوستایم(که البته دخترند و فکر میکردم صمیمی هستیم)

۳.واردشدن شوکی به قدرت۱۰ریشتر بر اینجانب در ایام پرفیض نوروز که اقای ...که اتفاقا یه نسبتهای فامیلی دوری هم با ما دارند و یه حرفهایی هم زدند را با فردی دیگر دیدیم و دیدن همانا وهمانا...

۴.دزدیده شدن کیف پول بنده توسط خانم دزده کوفت گرفته

۵.رفتن مجدد اینجانب به بانک بعدازدوهفته و مشاهده حساب خالی سیبا علیرغم اعلام سرقت کارت اینجانب.

۶.دعواهاو جروبحث اینجانب با یکی از اون دوست نماهابه مدت ۳ساعت(اخر هم خودم  خویشتن را مقصر معرفی کردم تا ولم کنه)و همچنین شستشوی کلیه کارمندان محترم بانک بیشتر رئیس نسبتا محترمشون در لباسشویی و خشک کردنشون در افتاب برای خشک شدن(اینقدر این ادم الهه بیتربیتی و نفهم بودن بود که حدو حساب نداره عوض اینکه عذرخواهی کنه به من و خانواده ام تهمت زده که خودت حساب رو خالی کردی حالا اومدی شاکی شدی

*فرد اشاره شده در بند ۳ رو بعداز یک ماه اینطوریا دیدم دوباره این دفعه (با اینکه میدونم منو دیده)جرات نکرد سرش رو بالا بیاره و این با روحیه این ادم شدیدا متناقضه.این ادم که از صد فرسخیش رد میشدی واسه خودشیرینی میپرید وسط حالا عجیب بود که از یه فاصله ی نزدیکتر  تو رو ببینه و از بغل دستش رد بشی و سرش رو بالا نیاره .ومن برخلاف همیشه خیلی خیلی خیلی ذوق کردم و خوشحال شدم.... (یه کمی شرمنده ام برای این حسم ولی خوب دیگه...)

**امروز با مامانم و گروهش رفتیم اردو برای شروع و تغییر روحیه خوب بود......واقعا واقعا واقعا واقعا یه شروع جدیدی رو دارم تجربه میکنم....پایان مرحله قبل رو با تمام وجود اعلام مینماییم.ختم جلسه...

***برای صدهاهزارمین بار اگر پیشنهادی برای شروع جدید دارین بفرمایین...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط مهسا  | 

 
این جملات رو من نوشتم.وقتی داشتم واسه یکی از دوستام(ای میل) مینوشتم.نظرتون چیه؟
  •  ادم گاهی وقتا خوبه خودش رو جای بقیه هم بذاره و کوتاه بیاد.گذشت کردن از ادم چیزی کم که نمیکنه بلکه برات احترام هم میاره.این درست نیست که ادم همیشه نوک دماغش رو ببینه.گاهی وقتا هم باید به صورت طرف مقابل هم یه نگاهی بیندازه.شاید طرف مقابلت داشت میمرد و ازت کمک میخواست.
  • دوست خوب دوستیه که حرفاتو با تمام وجودش بشنوه و بهت همفکری بده و گاهی وقتا برات دلسوزی هم بکنه.این رابطه بین دوتا دوست دوطرفست بین چندتا چند طرفه.هر وقت یکی از این رابطه ها یه طرفه شد بدون که یه جای کار میلنگه.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 4:32 بعد از ظهر  توسط مهسا  | 

 

PERSIAN GULF

 

Following Obama's speech on 27th of March in which HE also adressed Persian Gulf as "Gulf" , Please take part in this petition to help stop establishing a historical mistake!

خلیج همیشه فارس

ایرانیان گرامی، بنظر میرسد که بار دیگر بخشی از شناسنامه و هویت ما مورد بی مهری قرار میگیرد. پرزیدنت اوباما در سخنرانی خود در روز جمعه ۲۷ ماه مارچ، متاسفانه بجای نام خلیج فارس، تنها واژه "خلیج" را بکار برد. از شما فروتنانه درخواست میگردد متنی را که بسیار محترمانه و بر پایه تشریفات دیپلوماتیک تدوین شده است، برای ریاست جمهوری امریکا بفرستید و از همه دوستان و آشنایان خود در سراسر گیتی نیز بخواهید این کار را کرده و گامی در راه حفظ هویت ، فرهنگ و تمامیت ارضی ایران بردارند.به آگاهی میرساند که بنا بر رسمی که در امریکا وجود دارد، برای اینکه متن ارسالی شما مورد توجه کاخ سفید قرار گرفته و معتبر قلمداد گردد، ضروری است که نام  و نشانی ایمیل شما در جای ویژه نوشته شود.... 
البته شما این گزینه را دارید که بخواهید نام و نشانی ایمیل شما در برابر دید همگان قرار نگیرد.
لطفا"جهت ارسال به آدرس زیر مراجعه نمائید
ا:ا

http://petitions. tigweb.org/ persiangulf

*منم این فرم رو پر کردمشما چطور؟

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط مهسا  | 

 
بانک رفتم و درخواست جدید دادم.حالا باید برم دنبال گواهینامه.کارت دانشجویی هم معلوم نیست کی حاضر بشه؟ترم اخرمه.شاید یکی دو ماه دیگه
 
میدونین فکر کنم یکی از لذت بخش ترین لحظات این باشه که وقتی دلت گرفته و از دست دوستای صمیمیت هم ناراحتی تنها نمونی و کلی ادم هم دورت رو بگیرن و تنها نمونی .حالا اینو بخونین:
 

some of the Best Moments in Life:
بهترین لحظات زندگی :


·       
To fall in love.
عاشق شدن
·       
To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخندید که دلتون درد بگیره
·        To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتید ببینید هزار تا ایمیل دارید
·        To go for a vacation to some pretty place.
به یه جای خوشگل برید برای مسافرت
·        To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از رادیو گوش بدید
·        To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب برید و به صدای بارش بارون گوش بدید
·        To leave the! shower and find that the towel is warm.
از حموم که اومدید بیرون ببینید حو لتون گرمه !
·        To clear your last exam.
آخرین امتحانتون رو پاس کنید
·        To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
یه کسی که معمولا" زیاد نمیبینینش ولی دلتون می خواد ببینید بهتون تلفن کنه
·        To find money in a pant that you haven't used since last year .
توی یه شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردید پول پیدا کنید
·        To laugh at yourself looking at mirror, making faces. )
برای خودتون تو آینه شکل در بیارید و بهش بخندید
·        Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشید که ساعتها هم طول بکشه
·        To laugh without a reason..
بدون دلیل بخندید
·        To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوید که یه نفر داره از شما تعریف می کنه
·        To wake up and realize it is still possible to sleep for a
couple of hours.
از خواب پاشید و ببینید که چند ساعت دیگه هم می تونید بخوابید
·        To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنید که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره
·        To be part of a team.
عضو یک تیم باشید
·        To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنید
·        To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنید
·       
To feel butterflies! in the stomach every time that you see
that person.
وقتی "اونو" میبینید دلتون هری بریزه پایین !
·        To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانتون سپری کنید
·        To see people that you like, feeling happy.
کسانی رو که دوستشون دارید رو خوشحال ببینید
To use a sweater of the person that you like and find that it still
smells of their perfume.

پلیورش رو بپوشید و ببینید هنوزم بوی عطرش رو میده
See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنید
To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشید که بدونید دوستتون داره
To laugh .......laugh. .......and laugh ....... remembering stupid
things done with stupid friends.
یادتون بیاد که دوستای احمقتون چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندید و
بخندید و ........ بازم بخندید
These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند
Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونیم
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که حلش کرد بلکه یه هدیه است که باید ازش لذت برد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط مهسا  |